تبليغاتX
عشق یعنی باران... - شیشه و سنگ

او مظر عشق بود و من مظهر ننگ
وقتی که فشردمش، به آغوشم تنگ
لرزید دلش، شکست و نالید که:آخ
ای شیشه چه می کنی تو در بر سنگ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دختر باران  |